دانستنیها
شرم را بگذار و یک آغوش در من گریه کن * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * خوابم از حالت چشم تو به هم می ریزد
عمریست که با سادگی ام خو دارم
دلبسته ی چشمان نجیبت شده ام
بر خال لبت طواف کردم ای دوست
به ((پایت)) افتاده ام تا به (( دستت)) بیاورم
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
قبر خالى
(شقایق آرمان )
براساس یک ماجراى واقعى
مورچه هاى نگران اطراف سنگ قبرت مى خزیدند و با هر خزش خود نبودنت را به یادم مى آوردند.
پرندگان قبرستان ده دور افتاده مان وقتى دختر بچه اى چون من را بالا سر قبرمادرش مى دیدند برایم مى خواندند.
انگارشعرپرنده ها، فصل ها را نمى شناخت. ردیف هایش اندوه داشت. مثل تمام ردیف هاى با نشان و بى نشان آدم هایى که درهمسایگى ات دفن شده بودند.
دوستت دارم پریشان، شانه میخواهی چه کار؟
دام بگذاری اسیرم، دانه میخواهی چه کار؟
گریه کن پس شانه ی مردانه می خواهی چه کار؟
رود اشکم که به دریاچه ی غم می ریزد
درویش صفت نغمه ی یا هو دارم
ای عشق بیا مشتری جانم باش
در سینه دلی به شرط چاقو دارم
این ناز که می کنی خریدن دارد
این دل به هوای تو تپیدن دارد
این قصه شبیه بهترین خاطره ها
هر روز برای من شنیدن دارد
آویخته ی دار صلیبت شده ام
دیشب دلم از رهگذری مست شنید
در قرعه ی عاشقی نصیبت شده ام
بر جرم خود اعتراف کردم ای دوست
مردم همه در مسجد شهرند وَ من
در چشم تو اعتکاف کردم ای دوست
صد بار سر تو را شکستیم ای عشق
یکبار سر تو را نبستیم ای عشق
کشتیم تو را و بعد از آن ضجه زدیم
ما قبیله ای مرده پرستیم ای عشق
.
.
.
.
| Design By : Pars Skin |


